مقدمه: تولید محتوا فقط پست گذاشتن نیست
بسیاری از کسبوکارها تولید محتوا را با انتشار منظم پست در اینستاگرام، نوشتن چند مقاله در وبسایت یا ارسال پیام در لینکدین اشتباه میگیرند. این فعالیتها ممکن است بخشی از بازاریابی محتوا باشند، اما بهتنهایی یک استراتژی تولید محتوا محسوب نمیشوند.
تولید محتوای مؤثر باید به یک هدف مشخص متصل باشد؛ برای مثال:
- جذب مخاطب هدف از موتورهای جستوجو؛
- افزایش آگاهی از برند؛ -ایجاد اعتماد و اعتبار؛
- تولید سرنخ فروش؛
- افزایش نرخ تبدیل؛
- حفظ مشتریان فعلی؛
- یا ایجاد یک کانال درآمد پایدار. اگر ندانید برای چه کسی محتوا تولید میکنید، چه مشکلی را حل میکنید و مخاطب پس از مشاهده محتوا باید چه اقد حتی انتشار روزانه محتوا نیز نتیجه قابل نیز نتیجه قابلتوجهی ایجاد نمیکند.
استراتژی واقعی تولید محتوا از شناخت مخاطب شروع میشود، با یک سیستم قابل تکرار ادامه پیدا میکند و به کمک اندازهگیری و بازآفرینی محتوا، به یک دارایی بلندمدت برای کسبوکار تبدیل میشود.
در این مقاله با پنج استراتژی کاربردی آشنا میشویم که میتوانند کیفیت محتوای شما را افزایش دهند، جایگاه برندتان را تقویت کنند و مسیر تبدیل مخاطب به مشتری را کوتاهتر سازند.
استراتژی اول: محتوا را از مشکلات، اهداف و بینشهای مخاطب شروع کنید
اولین اصل در بازاریابی محتوا این است که محتوا باید درباره نیاز مخاطب باشد، نه صرفاً درباره محصولات و خدمات شما.
مخاطب معمولاً با نام برند شما وارد گوگل نمیشود. او مشکل یا سؤالی دارد و به دنبال راهحل میگردد. برای مثال، ممکن است عبارتهای زیر را جستوجو کند:
- چگونه فروش سایت خود را افزایش دهیم؟
- چرا سایت من در گوگل رتبه نمیگیرد؟
- بهترین روش تولید محتوا برای اینستاگرام چیست؟
- چگونه مشتری ایدهآل خود را شناسایی کنیم؟
- هزینه طراحی سایت فروشگاهی چقدر است؟ بنابراین، اگر محتوای شما فقط ویژگیهای محصول یا خدماتتان را توضیح دهد، بخش بزرگی از مخاطبان بالقوه را از دست خواهید داد.
ICP چیست و چرا در تولید محتوا اهمیت دارد؟
ICP مخفف عبارت Ideal Customer Profile یا «پروفایل مشتری ایدهآل» است. ICP توصیفی دقیق از فرد، شرکت یا گروهی است که بیشترین تناسب را با محصول یا خدمت شما دارد و احتمال خرید، رضایت و ماندگاری او بیشتر است.
پروفایل مشتری ایدهآل باید فراتر از اطلاعات جمعیتشناختی مانند سن و جنسیت باشد. شما باید بدانید مخاطب:
- چه مشکلی دارد؟
- در چه مرحلهای از تصمیمگیری قرار دارد؟
- چه اهدافی را دنبال میکند؟
- از چه چیزهایی میترسد؟
- چه موانعی برای خرید دارد؟
- به چه نوع محتوایی اعتماد میکند؟
- از چه عباراتی برای جستوجوی راهحل استفاده میکند؟
- چه معیارهایی را برای انتخاب یک برند در نظر میگیرد؟ برای مثال، «صاحب کسبوکار» یک تعریف بسیار کلی است. اما «مدیر یک فروشگاه اینترنتی کوچک که ترافیک مناسبی دارد ولی نرخ تبدیل پایینی دارد و به دنبال افزایش فروش بدون افزایش شدید بودجه تبلیغات است» یک ICP دقیقتر محسوب میشود.
چگونه از ICP ایده محتوایی استخراج کنیم؟
برای تولید محتوای مخاطبمحور، سه دسته اطلاعات را جمعآوری کنید:
۱. نقاط درد مخاطب
نقاط درد همان مشکلاتی هستند که مخاطب برای حل آنها حاضر است زمان و هزینه صرف کند. این مشکلات میتوانند فنی، مالی، روانی یا عملیاتی باشند.
برای یافتن نقاط درد میتوانید از روشهای زیر استفاده کنید:
- گفتوگو با مشتریان فعلی؛
- بررسی پرسشهای واحد فروش و پشتیبانی؛
- تحلیل نظرات کاربران؛
- بررسی انجمنها و شبکههای اجتماعی؛
- مطالعه جستوجوهای مرتبط در گوگل؛
- تحلیل رقبا و شکایتهای مشتریان آنها.
۲. اهداف و نتایج مطلوب
مخاطب فقط از مشکل خود فرار نمیکند؛ او به دنبال رسیدن به یک نتیجه بهتر است. محتوای شما باید به او نشان دهد چگونه از وضعیت فعلی به وضعیت مطلوب برسد.
برای مثال، به جای تمرکز صرف بر موضوع «اشتباهات تولید محتوا»، میتوانید مقالهای با عنوان «چگونه یک سیستم تولید محتوا بسازیم که هر ماه برای کسبوکارمان مشتری ایجاد کند؟» تولید کنید.
۳. بینشهای جدید
محتوای ارزشمند فقط اطلاعات موجود را تکرار نمیکند؛ بلکه به مخاطب کمک میکند مسئله خود را از زاویهای تازه ببیند.
برای نمونه، ممکن است بسیاری از افراد تصور کنند دلیل فروش پایین آنها کمبود فالوور است. اما یک محتوای تحلیلی میتواند توضیح دهد که مشکل اصلی شاید به پیشنهاد فروش، صفحه محصول، اعتمادسازی یا تجربه کاربری مربوط باشد.
این نوع بینشها باعث میشوند برند شما بهعنوان یک مرجع متخصص شناخته شود.
نقش سئو در شناخت نیاز مخاطب
تحقیق کلمات کلیدی یکی از ابزارهای مهم برای فهم زبان و نیاز مخاطب است. در این مرحله، فقط به کلمات کلیدی پرجستوجو توجه نکنید. عبارتهای طولانی و دقیق نیز اهمیت زیادی دارند؛ زیرا معمولاً نشاندهنده نیاز مشخصتر و نیت خرید قویتر هستند.
برای مثال، عبارت «تولید محتوا» بسیار کلی است؛ اما عبارت «هزینه تولید محتوای سئو شده برای سایت شرکتی» نشان میدهد کاربر احتمالاً به دنبال دریافت خدمات است.
استراتژی دوم: از قالبهای محتوایی قابل تشخیص و تکرارپذیر استفاده کنید
تولید محتوا نباید هر بار از صفر شروع شود. اگر برای هر پست یا مقاله مجبور باشید دوباره درباره موضوع، ساختار، لحن و شکل ارائه تصمیم بگیرید، فرآیند تولید محتوا زمانبر و فرسایشی خواهد شد.
راهکار مناسب، استفاده از قالبهای محتوایی تکرارپذیر است. قالب محتوایی یک الگوی مشخص برای ارائه ایدههاست که به شما کمک میکند سریعتر، منظمتر و با کیفیت ثابت محتوا تولید کنید.
یک قالب محتوایی خوب باید چهار ویژگی داشته باشد:
- آیتم لیستقابل تشخیص باشد؛
- برای مخاطب کاربرد عملی داشته باشد؛
- بهراحتی تکرار شود؛
- برای مخاطب جذابیت ایجاد کند.
چند نمونه قالب محتوایی کاربردی
راهنمای گامبهگام
در این قالب، یک مسئله را به مراحل مشخص تقسیم میکنید. این قالب برای مقالات آموزشی، ویدئوهای آموزشی و پستهای اسلایدی بسیار مناسب است.
نمونه موضوع:
- راهنمای ساخت تقویم محتوایی؛
- مراحل راهاندازی فروشگاه اینترنتی؛
- چگونه یک صفحه محصول س راهاندازی فروشگاه اینترنتی؛
- چگونه یک صفحه محصول سقالات فهرستی مانند «۱۰ روش برای افزایش فروش» یا «۷ اشتباه رایج در سئو» به دلیل ساختار ساده و قابل اسکن، محبوب هستند. البته فهرست شما باید حاوی توضیحات واقعی و قابل اجرا باشد و صرفاً مجموعهای از توصیههای عمومی نباشد.
مطالعه موردی
مطالعه موردی یا Case Study یکی از بهترین قالبها برای نمایش تجربه واقعی است. در یک مطالعه موردی باید وضعیت اولیه، مشکل، راهحل، مراحل اجرا و نتایج را توضیح دهید.
حتی اگر نتوانید اطلاعات محرمانه مشتری را منتشر کنید، میتوانید از دادههای درصدی، تغییرات نسبی یا نمونههای ناشناس استفاده کنید.
تحلیل اشتباهات رایج
مخاطبان معمولاً به دنبال جلوگیری از اشتباه هستند. به همین دلیل، محتواهایی مانند «۵ اشتباه رایج در تولید محتوای سئو شده» میتوانند توجه زیادی جلب کنند.
برای افزایش اعتبار، فقط اشتباه را نام نبرید؛ توضیح دهید چرا رخ میدهد، چه پیامدی دارد و چگونه باید اصلاح شود.
دیدگاه مخالف یا تحلیل متفاوت
گاهی لازم است باور رایج در صنعت خود را به چالش بکشید. البته این کار نباید صرفاً برای ایجاد جنجال انجام شود. دیدگاه متفاوت زمانی ارزشمند است که بر تجربه، داده یا استدلال منطقی متکی باشد.
چرا قالبهای محتوایی باعث افزایش بهرهوری میشوند؟ قالبهای مشخص چند رایت مهم دارند:
- زمان ایدهپردازی را کاهش میدهند؛
- هماهنگی محتوای برند را بیشتر میکنند؛
- آموزش اعضای تیم را سادهتر میسازند؛
- کیفیت خروجی را قابل پیشبینی میکنند؛
- امکان تولید محتوا در مقیاس بزرگتر را فراهم میکنند؛
- و باعث میشوند مخاطب با سبک ارائه برند شما آشنا شود. به جای اینکه هر بار بپرسید «امروز شود.
به جای اینکه هر بار بپرسید «امروز چه چیزی منتشر کنیمدام قالب محتوایی بهتر ارائه میشود؟»
استراتژی سوم: هر محتوا باید داستان یا بینش منحصربهفردی داشته باشد
یکی از بزرگترین مشکلات فضای دیجیتال، تولید محتوای تکراری و کالاگونه است. محتوای کالاگونه اطلاعاتی را ارائه میدهد که در صدها یا هزاران صفحه دیگر نیز وجود دارد و تفاوت قابلتوجهی با آنها ندارد.
برای مثال، مقالهای با عنوان «۱۰ نکته برای سئو سایت» اگر فقط توصیههای عمومی مانند «از کلمات کلیدی استفاده کنید» یا «محتوای باکیفیت بنویسید» را تکرار کند، ارزش متمایزی ایجاد نمیکند.
مخاطب امروز به اطلاعاتی نیاز دارد که:
- دقیقتر باشد؛
- به تجربه واقعی متصل باشد؛
- مثال داشته باشد؛
- قابل اجرا باشد؛
- و زاویه دید تازهای ارائه دهد.
تفاوت اطلاعات عمومی با اطلاعات تجربهشده
اطلاعات عمومی میگوید:
برای موفقیت در سئو باید محتوای باکیفیت تولید کنید.
اما اطلاعات تجربهشده میگوید:
در یک پروژه، با جایگزین کردن مقالات کوتاه و پراکنده با چند محتوای جامع و ایجاد لینکسازی داخلی میان آنها، مسیر دسترسی کاربران به صفحات مهم کوتاهتر شد و عملکرد صفحات هدف بهبود پیدا کرد.
نمونه دوم ارزشمندتر است؛ زیرا نشان میدهد یک اقدام مشخص در یک موقعیت واقعی چگونه اجرا شده است.
تجربه، تخصص و اعتبار در سئو
در ارزیابی کیفیت محتوا، مفاهیمی مانند تجربه، تخصص، اعتبار و اعتماد اهمیت زیادی دارند. تجربه واقعی یکی از عواملی است که میتواند محتوای شما را از متنهای بازنویسیشده و تولید انبوه جدا کند.
با این حال، باید دقت کرد که E-E-A-T بهتن-A-T بهتنهایی یک «فرمول مستقیم رتبهبندی» یا مشاهده در گوگل نیست. این مفهوم بیشتر یک چارچوب برای ارزیابی کیفیت و اعتمادپذیری محتواست.
برای تقویت تجربه و اعتبار در محتوای خود:
- از مثالهای واقعی استفاده کنید؛
- فرآیند انجام کار را توضیح دهید؛
- نتایج و محدودیتها را صادقانه بیان کنید؛
- به منابع معتبر لینک دهید؛
- نویسنده و تخصص او را معرفی کنید؛
- تاریخ بهروزرسانی محتوا را درج کنید؛
- و از ادعاهای بدون پشتوانه پرهیز کنید.
چگونه به هر محتوا زاویه دید اختصاصی بدهیم؟
پیش از نگارش، به این پرسشها پاسخ دهید:
- این محتوا چه نکتهای دارد که در نتایج فعلی جستوجو کمتر دیده میشود؟
- آیا میتوانم تجربه، مثال یا داده دستاول اضافه کنم؟
- مخاطب پس از مطالعه این مقاله چه چیزی را بهتر از قبل خواهد فهمید؟
- آیا میتوانم یک فرایند، چکلیست یا چارچوب عملی ارائه کنم؟
- چه خطایی را از تجربه خودم آموختهام که برای مخاطب مفید است؟ محتوای منحصربهفرد الزاماً به معنای اختراع یک موضوع کاملاً جدید نیست. گاهی یک موضوع شناختهشده را با مثال بهتر، ساختار روشنتر، تجربه واقعی یا تحلیل دقیقتر ارائه میکنید.
استراتژی چهارم: از ترکیب ۷۰ درصد محتوای آموزشی، ۲۰ درصد برند شخصی و ۱۰ درصد محتوای پیشنهادی استفاده کنید
یکی از چالشهای مهم در بازاریابی محتوا، ایجاد تعادل بین آموزش، برندسازی و فروش است. اگر تمام محتوای شما تبلیغاتی باشد، مخاطب احساس میکند هر پست فقط برای فروش طراحی شده است. اگر هم هیچگاه درباره محصولات و خدمات خود صحبت نکنید، محتوا به درآمد تبدیل نخواهد شد.
مدل ۷۰/۲۰/۱۰ میتواند یک چارچوب کاربردی برای ایجاد این تعادل باشد. این نسبت یک قانون قطعی و علمی برای همه کسبوکارها نیست، بلکه یک نقطه شروع مناسب برای طراحی برنامه محتواست.
۷۰ درصد محتوای آموزشی بخش اصلی تقویم محتوایی باید به آموزش، پاسخ به پرسشها و حل مشکلات مخاطب اختصاص پیدا کند.
نمونهها:
- آموزش گامبهگام؛
- پاسخ به سؤالات متداول؛
- راهنمای انتخاب محصول؛
- تحلیل اشتباهات رایج؛
- چکلیستها؛
- مقایسه روشها؛
- توضیح مفاهیم تخصصی به زبان آموزشی به جذبحتوای آموزشی به جذب ترافیک ارگانیک، افزایش اعتماد و ایجاد جایگاه تخصصی کمک میکند. در این بخش باید به نیت جستوجو توجه داشته باشید. کاربری که به دنبال «آموزش سئو داخلی» است، با کاربری که عبارت «خرید خدمات سئو» را جستوجو میکند، در یک مرحله از سفر مشتری قرار ندارد. به مخاطب نشان میدهد چه کسی شخصی و بینشی
این بخش به مخاطب نشان میدهد چه کسی پشت برند قرار دارد، چگونه فکر میکنید و چه ارزشهایی برایتان اهمیت دارد.
نمونه محتوا:
- تجربههای کاری؛
- پشت صحنه پروژهها؛
- درسهایی که از شکستها آموختهاید؛
- دیدگاه شما درباره تغییرات صنعت؛
- معرفی اعضای تیم؛
- داستان شکلگیری برند؛ شکلگیری برند؛
- تصمیمهای مهم کسبوکار. این محتواماً ترافیک جستوجویی ایجاد نکند، اما به تقویت ارتباط عاطفی، اعتماد و تمایز برند کمک میکند.
۱۰ درصد محتوای پیشنهادی و فروش
در این بخش میتوانید محصول، خدمت، دوره، مشاوره یا پیشنهاد ویژه خود را معرفی کنید.
محتوای فروش باید روشن و شفاف باشد و یک دعوت به اقدام مشخص داشته باشد؛ مانند:
- دریافت مشاوره؛
- ثبت سفارش؛
- دانلود راهنما؛
- درخواست پیشفاکتور؛
- رزرو جلسه؛
- مشاهده نمونهکارها؛
- یا عضویت در خبرنامه. محتوای فروش نباید مخاطب را فریب دهد یا وعدههای غیرواقعی ارائه کند. بهترین محتوای تبلیغاتی، محتوایی است که نشان میدهد پیشنهاد شما برای چه کسی مناسب است، چه مشکلی را حل میکند و چه تفاوتی با گزینههای دیگر دارد.
آیا نسبت ۷۰/۲۰/۱۰ همیشه مناسب است؟
خیر. این نسبت باید با توجه به نوع کسبوکار، مرحله رشد، کانال انتشار و چرخه خرید تغییر کند.
برای یک برند تازهتأسیس، محتوای آموزشی و اعتبارساز ممکن است سهم بیشتری داشته باشد. برای کسبوکاری که مخاطب وفادار و محصول شناختهشدهای دارد، سهم محتوای فروش میتواند افزایش پیدا کند.
مهم این است که تصمیم شما بر اساس داده باشد، نه شاخصهایی مانند بازدید مانند بازدید ارگانیک، نرخ تعامل، تعداد سرنخ، نرخ تبدیل و درآمد حاصل از محتوا را بررسی کنید.
استراتژی پنجم: یک سیستم واقعی برای ایدهپردازی، تولید و بازآفرینی محتوا بسازید
برای تبدیل محتوا به یک کانال درآمد پایدار، به جای تولید پراکنده باید یک سیستم محتوایی داشته باشید. این سیستم مشخص میکند:
- ایدهها از کجا میآیند؛
- چه کسی مسئول تولید است؛
- محتوا چگونه بررسی میشود؛
- در چه کانالهایی منتشر میشود؛
- چگونه عملکرد آن اندازهگیری میشود؛
- و چگونه دوباره مورد استفاده قرار میگیرد.
مرحله اول: ایدهپردازی محتوایی
ایدههای محتوایی نباید فقط از موضوع وجود دارد:
پرسشهای مشتریانایند. منابع ارزشمند زیادی برای کشف موضوع وجود دارد:
- پرسشهای مشتریان؛
- مکالمات تیم فروش؛
- گزارشهای پشتیبانی؛
- سرچ کنسول گوگل؛
- پیشنهادهای جستوجوی گوگل؛
- ابزارهای تحقیق کلمات کلیدی؛
- نظرات کاربران؛
- محتوای رقبا؛
- تجربههای پروژهای؛
- و تغییرات صنعت.
برای هر ایده، اطلاعاتی مانند کلمه کلیدی اصلی، هدف جستوجو، مرحله سفر مشتری، قالب محتوا و دعوت به اقدام را ثبت کنید.
مرحله دوم: تولید محتوای پایه یا Pillar Content
محتوای پایه، یک محتوای جامع و عمیق است که میتوان از بخشهای مختلف آن برای تولید چندین محتوای کوچکتر استفاده کرد.
برای مثال، یک مقاله جامع با موضوع «راهنمای کامل استراتژی تولید محتوا» میتواند به موارد زیر تبدیل شود:
- چند پست لینکدین؛
- چند اسلاید اینستاگرام؛
- یک ویدئوی آموزشی؛
- یک ایمیل برای خبرنامه؛
- یک چکلیست قابل دانلود؛
- چند پاسخ کوتاه برای شبکههای اجتماعی؛
- و یک فایل صوتی یا پادکست. محتوای پایه باید ساختار مناسبی داشته باشد، پاسخ کاملی به نیاز مخاطب بدهد و از نظر سئو بهینه شود.
مرحله سوم: ویرایش، کپیرایتینگ و طراحی
تولید اولیه محتوا پایان کار نیست. کیفیت ارائه روی میزان دیدهشدن و اثرگذاری محتوا تأثیر زیادی دارد.
در مرحله ویرایش باید موارد زیر بررسی شود:
- آیا عنوان واضح و جذاب است؟
- آیا مقدمه بهسرعت مسئله مخاطب را توضیح میدهد؟
- آیا تیترها ساختار منطقی دارند؟
- آیا پاراگرافها بیش از حد طولانی نیستند؟
- آیا مثال و داده کافی وجود دارد؟
- آیا دعوت به اقدام مشخص است؟
- آیا غلط املایی یا نگارشی وجود دارد؟
- آیا محتوا برای موبایل خوانا است؟ کپیرایتینگ نیز فقط به متن تبلیغاتی محدود نمیشود. عنوان، مقدمه، تیترهای فرعی، توضیحات متا و CTA همگی بخشی از کپیرایتینگ هستند.
مرحله چهارم: بازآفرینی محتوا
بازآفرینی محتوا یعنی یک محتوای ارزشمند را با حفظ پیام اصلی، در قالب یا کانال دیگری ارائه کنیم. این کار با کپیکردن ساده تفاوت دارد؛ زیرا هر کانال مخاطب، محدودیت و سبک مصرف متفاوتی دارد.
برای نمونه، یک مقاله را میتوان به شکلهای زیر بازآفرینی کرد:
- تبدیل نکات اصلی به یک پست کاروسل؛
- استخراج یک بخش تخصصی برای استخراج یک بخش تخصصی برای مقاله مستقل؛
- تبدیل مراحل کار به چکلییدئوی کوتاه از یک نکته کلیدی؛
- آمادهسازی پرسش و پاسخ برای استوری؛
- تولید خبرنامه ایمیلی؛
- یا طراحی یک وبینار. بازآفرینی محتوا باعث میشود از هر ایده، ارزش بیشتری دریافت کنید و برای حضور مستمر در کانالهای مختلف، فشار ک بهری به تیم وارد شود.
مرحله پنجم: اندازهگیری و بهینهسازی
هیچ استراتژی تولید محتوا بدون اندازهگیری کامل نیست. شاخصهای ارزیابی باید با هدف محتوا هماهنگ باشند.
برای محتوای سئو شده میتوانید این موارد را بررسی کنید:
- تعداد نمایش در نتایج جستوجو؛
- نرخ کلیک؛
- جایگاه کلمات کلیدی؛
- ترافیک ارگانیک؛
- زمان حضور کاربر؛
- نرخ خروج؛
- تعداد صفحات مشاهدهشده؛
- و تعداد تبدیلهای ایجادشده. برای محتوای شبکههای اجتماعی، شاخصهایی مانند ذخیرهسازی، اشتراکگذاری، کامنت، کلیک و پیامهای دریافتی اهمیت دارند.
برای محتوای تجاری نیزخ، نرخ تبدیل، ارزش، نرخ تبدیل، ارزش هر مشتری و درآمد منتسب به محتوا توجه کنید.
سئو محتوا؛ چگونه مقالهای بنویسیم که هم برای کاربر مفید باشد و هم برای گوگل؟
سئو محتوا به معنای تکرار مصنوعی کلمات کلیدی نیست. هدف اصلی، ارائه بهترین پاسخ ممکن به جستوجوی کاربر است.
برای تولید محتوای سئو شده، نکات زیر را رعایت کنید:
انتخاب کلمه کلیدی مناسب
کلمه کلیدی باید با موضوع کسبوکار، نیاز مخاطب و هدف صفحه ارتباط داشته باشد. علاوه بر کلمه کلیدی اصلی، از عبارتهای مرتبط و هممعنی نیز بهصورت طبیعی استفاده کنید.
ساختار هدینگها
عنوان اصلی با H1 و بخشهای اصلی با H2 مشخص میشوند. در صورت نیاز، بخشهای فرعی را با H3 تقسیم کنید. ساختار هدینگ باید به کاربر کمک کند سریعتر محتوای مورد نظرش را پیدا کند.
پاسخ به نیت جستوجو
پیش از نوشتن، بررسی کنید کاربر از جستوجوی عبارت مورد نظر چه هدفی دارد:
- یادگیری؛
- مقایسه؛
- یافتن یک راهحل؛
- خرید؛
- یا پیدا کردن یک برند یا صفحه خاص. اگر نیت جستوجو را اشتباه تشخیص دهید، حتی محتوای بسیار خوب نیز ممکن است عملکرد مناسبی نداشته باشد.
لینکسازی داخلی
مقالات مرتبط را به یکدیگر لینک دهید تا کاربر بتواند مسیر مطالعه خود را ادامه دهد. لینکسازی داخلی به موتورهای جستوجو نیز کمک میکند ساختار موضوعی سایت را بهتر درک کنند.
خوانایی و تجربه کاربری
محتوا باید برای موبایل بهینه باشد. از پاراگرافهای کوتاه، فهرستهای نشانهدار، جدول، تصویر، مثال و فضای سفید استفاده کنید. کاربر نباید برای پیدا کردن پاسخ، با یک دیوار طولانی از متن روبهرو شود.
یک نمونه تقویم محتوایی بر اساس مدل ۷۰/۲۰/۱۰
برای یک ماه میتوانید برنامه زیر را در نظر بگیرید:
محتوای آموزشی
- مقاله: استراتژی تولید محتوا چیست؟
- مقاله: چگونه پرسونای مخاطب طراحی کنیم؟
- پست: اشتباهات رایج در تقویم محتوایی
- ویدئو: مراحل تحقیق کلمات کلیدی
- کاروسل: چکلیست تولید محتوای سوا شده
- مقاله: بازآفرینی محتوا چیست؟
- پست: تفاوت محتوای آموزشی و تبلیغاتی
محتوای برند شخصی
- داستان یک تجربه موفق یا ناموفق؛
- معرفی اعضای تیم؛
- توضیح یک تصمیم مهم در کسبوکار؛
- تحلیل شخصی یک روند یا تغییر در صنعت.
محتوای پیشنهادی
- معرفی خدمت یا محصول؛
- نمایش نمونهکار؛
- دعوت به دریافت مشاوره؛
- پاسخ به پرسشهای رایج درباره همکاری. این برنامه صرفاً یک نمونه است و باید بر اساس اهداف، منابع و کانالهای ارتباطی هر کسبوکار تنظیم شود.
اشتباهاتی که استراتژی محتوا را ضعیف میکنند
انتشار محتوا بدون هدف
هر محتوا باید هدف مشخصی داشته باشد. اگر هدف صفحه تنها «فعال بودن» باشد، امکان ارزیابی موفقیت آن وجود ندارد.
تمرکز بیش از حد بر تعداد محتوا
انتشار روزانه محتوای ضعیف، الزاماً بهتر از انتشار هفتگی محتوای عمیق و کاربردی نیست. کیفیت، تناسب با مخاطب و قابلیت تبدیل اهمیت بیشتری دارد.
کپیکردن از رقبا
بررسی رقبا برای شناخت بازار مفید است، اما بازنویسی محتوا بدون افزودن ارزش اختصاصی، باعث تمایز نمیشود.
فروش مستقیم در همه محتواها
مخ بخشی از سیستم محت دارد تا شما را بشناسد و به شما اعتماد کند. فروش باید بخشی از سیستم محتوا باشد، نه تمام آن.
نادیده گرفتن محتواهای قدیمی
مقالات قدیمی ممکن است همچنان پتانسیل خوبی داشته باشند. با بهروزرسانی آمار، افزودن مثال، اصلاح لینکها و بهبود ساختار، میتوان عملکرد آنها را افزایش داد.
تولید محتوا بدون توزیع
حتی بهترین مقاله نیز بدون توزیع مناسب ممکن است دیده نشود. انتشار در خبرنامه، شبکههای اجتماعی، همکاری با رسانههای مرتبط و لینکسازی میتواند دسترسی به محتوا را افزایش دهد.
جمعبندی: به جای پست گذاشتن، سیستم تولید محتوا بسازید
موفقیت در تولید محتوا به تعداد پستها وابسته نیست؛ بلکه به کیفیت استراتژی پشت آنها بستگی دارد.
یک استراتژی موفق باید:
- از مشکلات، اهداف و زبان مخاطب شروع شود؛
- بر اساس ICP طراحی شود؛
- از قالبهای محتوایی قابل تشخیص و تکرارپذیر استفاده کند؛
- تجربه و بینش اختصاصی ارائه دهد؛
- میان آموزش، برند شخصی و فروش تعادل ایجاد کند؛
- برای ایدهپردازی، تولید، توزیع و بازآفرینی فرایند مشخص داشته باشد؛
- و با شاخصهای واقعی کسبوکار اندازهگیری شود. اگر میخواهید محتوا به یک کانال درآمد پایدار تبدیل شود، از انتشار تصادفی و بدون هدف فاصله بگیرید. روی شناخت مخاطب، سئو محتوا، کپیرایتینگ، طراحی بصری و بازآفرینی سرمایهگذاری کنید.
محتوای خوب فقط دیده نمیشود؛ بلکه به مخاطب کمک میکند تصمیم بهتری بگیرد، اعتماد بیشتری ایجاد میکند و در زمان مناسب، او را به مشتری تبدیل میسازد.
پرسشهای متداول درباره استراتژی تولید محتوا
استراتژی تولید محتهای متداول درباره استراتژی تولید محتوا
استراتژی تولید محتندها برای شناخت مخاطب، تعیین اهداف، انتخاب موضوع و قالب، تولید، انتشار، توزیع و اندازهگیری محتواست. هدف آن این است که محتوا به نتایج مشخصی مانند افزایش آگاهی از برند، جذب مخاطب، تولید سرنخ یا فروش منجر شود.
آیا انتشار روزانه محتوا ضروری است؟
خیر. استمرار مهم است، اما کیفیت و تناسب محتوا با نیاز مخاطب اهمیت بیشتری دارد. یک برنامه منظم و قابل اجرا بهتر از انتشار روزانه محتوایی است که هدف مشخصی ندارد.
مدل ۷۰/۲۰/۱۰ در بازاریابی محتوا چیست؟
در این مدل، حدود ۷۰ درصد محتوا آموزشی، ۲۰ درصد مربوط به برند شخصی و بینشهای اختصاصی، و ۱۰ درصد معرفی محصول یا خدمت است. این مدل یک چارچوب پیشنهادی است و میتواند بر اساس نوع کسبوکار و رفتار مخاطب تغییر کند.
بازآفرینی محتوا چه فایدهای دارد؟
بازآفرینی محتوا کمک میکند از یک محتوای اصلی، چندین خروجی برای کانالهای مختلف ایجاد کنید. این کار هزینه و زمان تولید را کاهش زمان تولید را کاهش میدهد و حضور برند را در رسانههای مختلف تقویت می محتوای خود را از رقبا متمایز کنیم؟
با استفاده از تجربههای واقعی، دادههای دستاول، مثالهای اختصاصی، داستانهای پروژهای، تحلیل متفاوت و ارائه راهکارهای قابل اجرا. صرفاً بازنویسی مطالب موجود باعث ایجاد تمایز نمیشود.
